آخرین اخبار
دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت

چالش پير شدن جمعيت در منطقه آسيا و اقيانوسيه


The challenge of aging in Asia and Pacific

طبق برآوردهاي موجود تعداد سالمندان ( 65 سال و بيشتر) در منطقه حدوداً سه برابر خواهد شد و از 420 ميليون نفر در سال 2010 به حدود 3/1 ميليارد نفر در سال 2050خواهد رسيد، به گونه اي که حدود 25 درصد از کل جمعيت منطقه را سالمندان تشکيل خواهند داد. بدين ترتيب پيش بيني مي شود نسبت  سالمندان منطقه در سال 2050، از نسبتي که هم اکنون (2010) در ژاپن وجود دارد( 22 درصد) بيشتر خواهد بود. در حقيقت در سال 2050 در کشور ژاپن به همراه چين و ساير کشورهاي واقع در شرق و شمال شرق آسيا حدود يک سوم جمعيت 60 سال و بيشتر خواهد شد.

عوامل متعدد مرتبط با پير شدن جمعيت، به عنوان چالش‌هاي مهمي در پيش روي دولت ها و ساير دست اندرکاران ذيربط در منطقه آسيا و اقيانوسيه قرار خواهند داشت. غلبه بر اين معضلات بيش از هر چيز ديگري مستلزم توانمند سازي سالمندان و ارتقاء حقوق آنهاست، به گونه اي که بتوانند بيش از پيش مشارکت فعالي در عرصه هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي داشته باشند. لازم است به ارتقاء ظرفيت هاي ملي مرتبط با نياز هاي سالمندان، از جمله خدمات بهداشتي و سلامت توجه شود. همچنين آگاهي رساني در مورد مسائل مرتبط با سالمندان از قبيل ارتقاء قابليت دسترسي سالمندان به خدمات و امکانات در محيط و بهره برداري از تجارب آنها در راستاي منافع جامعه - از طريق اشتغال و ساير شيوه هاي بکارگيري سالمندان-  از اهميت زيادي برخوردار است.

پير شدن جمعيت از نظر جنسيتي نيز داراي ابعاد قابل تأملي است. در گروه هاي سني پير، به ويژه در گروه موسوم به پيرترين پيران که شامل جمعيت 80 ساله و بالاتر مي‌شود سهم زنان افزايش مي يابد. زنان مسن معمولاً در مقايسه با مردان نسبت به مسائلي مانند تبعيض، سوء استفاده، فقر وانزواي اجتماعي آسيب پذير‌تر هستند. بنابراين لازم است به پيامدهاي پيري در زنان مسن اهميت ويژه اي مبذول داشته شود .

در راهکارهايي که به منظور مقابله با پيا مدهاي پير شدن جمعيت اتخاذ مي شود،‌لازم است به تحولاتي که اخيراً در ساختارهاي اجتماعي در حال روي دادن است توجه شود. چرا که امروزه ساختارهاي فاميلي به جايي رسيده است که سالمندان زيادي بدون برخورداري از هرگونه حمايت هاي سنتي که در قديم وجود داشته به حال خود رها شده اند. بخشي از اين تحولات نامطلوب در اثر پديده‌ي مهاجرت روي داده است. به همين دليل دولت‌ها تحت فشارند تا با تقويت نظام هاي حمايت داخلي به رفع مسائل ناشي از عدم امنيت درآمدي قشر عظيمي از سالمندان، کمک نمايند. به ويژه با در نظر گرفتن اينکه فقط 30 درصد از کل سالمندان ساکن در کشورهاي در حال توسعه ي منطقه ي آسيا و اقيانوسيه حقوق بازنشستگي يا هر نوع کمک هزينه دريافت مي کنند.

لازم است سياست‌ها و طرح هاي مناسبي براي برآوردن نيازهاي سالمندان و پيامد‌هاي اجتماعي ناشي از پير شدن جمعيت در پيش گرفته و ارائه شود. چرا که اينگونه سياست‌ها و برنامه‌ريزي‌ها  پيشنياز اجراي تعديل‌هاي اجتماعي و اقتصادي مي باشتد که به منظور آمادگي براي ورود به آنچه که جامعه ي پير ناميده مي شود، اجرا و ارائه مي گردند.

روند چالش پير شدن جمعيت در ايرانو سياست هاي مرتبط

برآوردهاي سازمان ملل حاكي از آن است كه تا سال 2050 ميلادي، جمعيت سالمندان كشورايران به 26 ميليون و 390 هزار نفر افزايش مي يابد؛ به عبارت ديگر تا 40 سال آينده جمعيت افراد 60 سال به بالا، حدود 24 درصد جمعيت ايران را تشکيل خواهد داد

افزايش جمعيت سالمند به دليل سالخورده شدن جمعيتي است كه در سالهاي ابتداي دهه 60 به طرز فزاينده اي به كشور اضافه شده اند. متولدان اين سالها، با فرارسيدن دوران جواني، باعث شده بودند جمعيت ايران به عنوان جوانترين جمعيت كشور نامگذاري شود و با سالخورده شدن آنها نيز تعادل هرم جمعيتي به شكل آشكاري به سمت سالخوردگي ميل نموده است. متولدين 5 سال نخست دهه 60 ايران ، در هر 5 سال هرم سني ايران را به نفع خود تغيير داده اند. همانطور كه روزهاي اواخر دهه 60 كشور با بحران مراكز پيش دبستاني و مهد كودك مواجه بود، در سالهاي دهه 70 بحران فضاهاي آموزشي و مدارس باعث تاسيس انواع مدارس نمونه دولتي و غير انتفاعي و دو شيفته شدن مدارس دولتي شد و بارها نظام آموزش دستخوش تحول گشت، در دهه 80 كنكور و ورود به دانشگاه ها يك معضل بزرگ براي خانواده ها بود و در دهه 90 نيز مشكل اشتغال و ازدواج اين گروه سني مطرح است، همينطور در ادامه بايد به فكر روزهاي بازنشستگي متولدين دهه 60 بود.

بنابرشرايط و مقتضيات مربوطه و همچنين توصيه هاي سازمان جهاني بهداشت (WHO) براي رويارويي با اين پديده،برنامه‌هاي مرتبط با پير شدن جمعيت  بر سه پايه اصلی استوار خواهد بود:

الف) سلامت: اگر عوامل خطر‌ساز (محيطي و فردي)، بيماري‌هاي مزمن و كاهش دهنده عملكرد در حد پائين نگه داشته شوند، و از سوئي عوامل حمايت كننده از سالمندان بالا نگه داشته شوند. افراد هم از زندگي طولاني‌تر و هم با كيفيت بالاتر لذت خواهند برد. آنها در سلامتي به سر خواهند برد و مي‌توانند زندگي شان را همچنانكه مسن‌تر مي‌شوند كنترل كنند. در نتيجه  تعداد كمتري از سالمندان به مراقبت‌هاي پزشكي و خدمات هزينه‌بر نياز خواهند داشت.

ب) مشاركت: اگر بازار كار، استخدام، آموزش، برنامه‌ها و سياستهاي بهداشتي و اجتماعي از مشاركت كامل سالمندان در فعاليت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بهره ببرد، و بر اساسحقوق اوليه انساني آنها، از توانائي ها و نيازها و ترجيحات آنها حمايت‌ كنند، آنها مي‌توانند سهم بزرگي در فعاليتهاي مختلف اقتصادي و اجتماعي، چه دستمزدي چه غير دستمزدي، داشته باشند.

ج) امنيت: اگر برنامه‌ها و سياست‌هايي كه براي حقوق و نيازهاي امنيت اجتماعي، اقتصادي و فيزيكي در نظر گرفته مي‌شود، سراسر طول عمر را پوشش دهند و  افراد سالمند مورد حمايت بگیرند. همچنين شأن و منزلت اجتماعيشان حفظ شود و در مقابل حوادث حمايت شوند، احساس امنيت خواهند كرد. خانواده‌ها و مؤسسات در تلاش براي حمايت از اعضاي سالمندشان بايد مورد حمايت دولتها قرار بگيرند.

منابع:

سالنامه آماري کميسيون اقتصادي و اجتماعي آسيا و اقيانوسيه سازمان ملل متحد (UN-ESCAP)-2011بخش جمعيت، ترجمه: عليرضا ساجدي، کارشناس دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت

مشفق، محمود و همکاران  (1389) ، انتقال سني در ايران فصلنامه جمعيت، شماره 71و 72


گروه کاربری:          نسخه چاپی
تاریخ ثبت : ۱۳۹۵/۱۲/۷
کلمات کلیدی :
دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت,