آخرین اخبار
دکتر محمد میرزایی

رشد جمعیت محرک توسعه و توسعه زمینه ساز تعدیل رشد جمعیت است


در زیر خلاصه ای از مباحث مطرح شده توسط این استاد آورده شده است:

روند افزایش جمعیت جهان از سال 1840 به بعد رو به فزونی است. تا سال 1840، جمعیت جهان زیر یک میلیارد نفر بوده است (به علت بالا بودن سطح مرگ و میر به سبب عوامل طبیعی، بیماریها و مخاطرات طبیعی و...) و جهش جمعیت قبل از انقلاب صنعتی به اوج میرسد. بدین ترتیب مشاهده می شود، افزایش جمعیت از سال 1840 روند افزایشی شدیدی را پیش می گیرد و شاهدیم که از سال 1963، هر 12 سال، یک میلیارد به جمعیت جهان افزوده می شود. تحولات جمعیتی تابع منحنی لجستیکی(S شکل) است. بدین صورت که در ابتدا روند کندی دارد، سپس یک جهش شدید داریم و منحنی به بالا میرود و دوباره به حالت تعادل میرسد. در سال 2010 رشد جمعیت دنیا معادل 1.2 برآورد شد. این مقدار برای قاره آفریقا 2.3، آسیا 1.2 ، آمریکای شمالی0.6، آمریکای لاتین 1.5، اقیانوسیه  1 و اروپا 0.1 برآورد گردید. در نتیجه مشاهده میشود در حال حاضر بیشترین رشد جمعیت مربوط به قاره آفریقا می باشد. مالتوس معتقد است که رشد جمعیت مانع توسعه شده و هم چنین در رابطه با تعادل بیولوژیک دغدغه فراوانی داشت. در این دوره ریکاردو با استناد به قانون بازده نزولی به حمایت از مالتوس بر میخیزد. در قرن 19 بازراپ، مالتوس را به چالش می کشد. او معتقد است: رشد جمعیت محرک توسعه است، فشار جمعیت و تطور نوع معیشت (1- صید و شکار و گردآوری 2- آرایش جنگلی 3- آرایش بیشه ای 4- آرایش سالیانه 5- آرایش فصلی 6- استفاده از بذر اصلاح شده) در روش های فشرده: بهره وری زمین بیشتر و بهره وری نیروی کار کمتر میشود. از نظر دیویس چهار عکس العمل در مقابل فشار جمعیت وجود دارد: کاهش باروری، مهاجرت (به صورت یک مسکن عمل کرده ولی نمی تواند یک رشد انفجاری را تعدیل کند)، عمقی شدن کشت، افزایش مرگ و میر (جامعه توسعه یافته به دنبال کاهش مرگ و میر است و افزایش مرگ و میر در راستای توسعه در این جوامع نیست).

از نظر برنارد برلسون، نیازهای انسانی معاصر شامل: غذا، فضا و نیازهای مرتبط با توسعه( نظیر آموزش برای همه، بهداشت برای همه و....) می باشد.  انتقال جمعیتی مرحله ای است که جمعیت ها طی آن، از وضعیتی که هم زاد و ولد و هم مرگ و میر بالاست به وضعیتی که هم زاد و ولد و هم مرگ و میر پائین است منتقل میشوند. به دلیل انتقال جمعیتی از سال 1950 تا به الآن هرم سنی، شکل هرمی خود را از دست داده و به صورت استوانه ای در سال 2010 درآمده است.

نتیجه گیری صحبت های ایشان به شرح زیر است:

با پیدایش کشاورزی، زمینه هایی برای افزایش جمعیت فراهم شد، رشد جمعیت دنیا تا انقلاب صنعتی با توجه به معیارهای فعلی بسیار کند بوده است، پس از انقلاب صنعتی رشد جمعیت به طور فزاینده ای شتاب گرفت. مولد شدن شهر، شهرگرایی و شهر نشینی نقش مهمی در شتاب فزاینده رشد جمعیت داشته است. جمعیت جهان پس از هزاران سال در اواسط قرن نوزدهم به یک میلیارد نفر رسید و از آن تاریخ به بعد روند افزوده شدن یک میلیارد بر جمعیت جهان شش بار تکرار شده است. اوج افزایش جمعیت جهان در نیم قرن اخیر بوده و در این مدت هر دوازده سال یک میلیارد بر جمعیت جهان افزوده شده است. در دو قرن اخیر توزیع جمعیت جهان در قاره ها دستخوش دگرگونی های بنیادی شده است. از اواسط قرن بیستم میلادی سهم کشورهای در حال توسعه از جمعیت جهان به طور فزاینده ای افزایش یافته است، به طوری که در حال حاضر بیش از چهارپنجم از جمعیت جهان در این کشورها زندگی می کنند. در حال حاضر قاره های آفریقا و اروپا به ترتیب با میزان رشد سالیانه 2.3 درصد از 0.1- درصد در وضعیت افراط و تفریط بوده و رشد سالیانه جمعیت بقیه قاره ها در بین این دو طیف قرار گرفته است. در حال حاضر از دیدگاه تعداد، نرخ رشد و ساختار سنی در وضع خوب و مطلوبی قرار دارد و تنها چالش جمعیتی باروری زیر سطح جانشینی است. برنامه ریزی اقتصادی و اجتماعی برای اشتغال ، ازدواج و مسکن خیل عظیم افراد واقع در گروه سنی 20-24 تا 35-39 ساله، که حدود 40 درصد، جمعیت کشور را تشکیل میدهند، می تواند باروری را بالاتر از سطح جانشینی ارتقاء دهد. سالخوردگی جمعیت همانند جوانی جمعیت یک اصطلاح تخصصی است که با سالخوردگی فردی متفاوت است. تئوری انتقال جمعیت منجر به درک عمیق تری از دغدغه های رابطه جمعیت با منابع و توسعه میشود: پس از طی مراحل انتقال جمعیتی، انتقال به مرحله سالخوردگی جمعیت اجتناب ناپذیر است و به جرات میتوان گفت در نیمه قرن بیست و یکم میلادی تمام کشورها ساختار سنی سالخورده ای خواهند داشت. کشورهای پیشرفته صنعتی بیش از 80 سال است که جمعیت سالخورده ای دارند، نیل به سطح باروری به بالاتر از سطح جانشینی می تواند از رشد منفی جمعیت در آینده و همچنین افراط در سالخوردگی جمعیت جلوگیری کند، در جمعیت سالخورده نسبت به جمعیت فعال لااقل ده رقم بیشتر از جمعیت جوان است. در جمعیت های با ساختار سنی جوان بستگی دو برابر جمعیت های سالخورده است. در مورد رابطه متقابل رشد جمعیت و توسعه تعمیم کلی و واضحی نمی توان بدست داد. تجربه بعد از انقلاب صنعتی که در بستر توسعه اقتصادی- اجتماعی در دو قرن اخیر شکل گرفته و منجر به  شکل گیری تئوری انتقال جمعیتی شده نشان داده است که: در مراحل اولیه رشد جمعیت محرک توسعه بوده است. از آنجایی که استمرار کاهش مرگ و میر که در بستر توسعه شکل میگیرد منجر به رشد انفجاری جمعیت می شود، جوامع برای پایداری توسعه در سطح خرد(خانواده) و کلان(جامعه) ناگزیر از محدود کردن زاد و ولد برای نیل به رشد متعادل جمعیت میشوند. بدین ترتیب در ابتدا رشد جمعیت محرک توسعه بوده است ولی در نهایت توسعه زمینه ساز کاهش و تعدیل رشد جمعیت میشود.


گروه کاربری:          نسخه چاپی
تاریخ ثبت : ۱۳۹۵/۱۰/۱
کلمات کلیدی :
اخبار جمعيتي,